مدیریت زنجیره تامین از سه فرآیند مدیریت اطلاعات ، مدیریت لجستیک و مدیریت روابط تشکیل شده است که با توجه به اهمیت آن در توسعه تجارت الکترونیک به بیان آن می پردازیم
مدیریت زنجیره تامین دارای سه فرایند عمده است که عبارتاند از :
1- مدیریت اطلاعات
2- مدیریت لجستیک
3- مدیریت روابط
1- مدیریت اطلاعات : امروزه نقش ، اهمیت و جایگاه اطلاعات برای همگان بدیهی است . گردش مناسب و انتقال صحیح اطلاعات باعث میشود تا فرایندها موثرتر و کاراتر گشته و مدیریت آنها آسانتر گردد . در این بحث -همانگونه که گفته شد- اهمیت موضوع هماهنگی در فعالیتها بسیار حائز اهمیت است . این نکته در بحث مدیریت اطلاعات در زنجیره ، مدیریت سیستمهای اطلاعاتی و انتقال اطلاعات نیز صحت دارد . مدیریت اطلاعات هماهنگ و مناسب میان شرکا باعث خواهد شد تا تاثیرات فزایندهای در سرعت ، دقت ، کیفیت و جنبههای دیگر وجود داشته باشد . مدیریت صحیح اطلاعات موجب هماهنگی بیشتر در زنجیره خواهد شد . به طور کلی ، مدیریت اطلاعات در بخشهای مختلفی تاثیرگذار خواهد بود که برخی از آنهاعبارتاند از :
مدیریت لجستیک (انتقال ، جابجایی ، پردازش و دسترسی به اطلاعات لجستیکی برای یکپارچهسازی فرایندهای حملونقل ، سفارشدهی و ساخت ، تغییرات سفارش ، زمانبندی تولید ، برنامههای لجستیک و عملیات انبارداری) ؛ تبادل و پردازش دادهها میان شرکا (مانند تبادل و پردازش اطلاعات فنی ، سفارشات و …) ؛ جمعآوری و پردازش اطلاعات برای تحلیل فرایند منبعیابی و ارزیابی ، انتخاب و توسعه تامینکنندگان ؛ جمعآوری و پردازش اطلاعات عرضه و تقاضا و … برای پیشبینی روند بازار و شرایط آینده عرضه و تقاضا ؛ ایجاد و بهبود روابط بین شرکا.
چنانچه پیداست ، مدیریت اطلاعات و مجموعه سیستمهای اطلاعاتی زنجیره تامین میتواند بر روی بسیاری از تصمیمگیریهای داخلی بخشهای مختلف موثر باشد که این موضوع حاکی از اهمیت بالای این مولفه است.
2- مدیریت لجستیک : در تحلیل سیستمهای تولیدی (مانند صنعت خودرو) ، موضوع لجستیک بخش فیزیکی زنجیره تامین را دربر می گیرد . این بخش که کلیه فعالیتهای فیزیکی از مرحله تهیه ماده خام تا محصول نهایی شامل فعالیتهای حملونقل ، انبارداری ، زمانبندی تولید و … را شامل میشود ، بخش نسبتا بزرگی از فعالیتهای زنجیره تامین را به خود اختصاص میدهد . در واقع محدوده لجستیک تنها جریان مواد و کالا نبوده بلکه محور فعالیتهای زنجیره تامین است که روابط و اطلاعات ، ابزارهای پشتیبان آن برای بهبود در فعالیتها هستند .
3- مدیریت روابط : فاکتوری که ما را به سمت فرجام بحث راهنمایی میکند و شاید مهمترین بخش آن به خاطر ساخت و فرم آن باشد ، مدیریت روابط است . مدیریت روابط تاثیر شگرفی بر همه زمینههای زنجیره تامین و همچنین سطح عملکرد آن دارد . در بسیاری از موارد ، سیستمهای اطلاعاتی و تکنولوژی موردنیاز برای فعالیتهای مدیریت زنجیره تامین به سهولت در دسترس بوده و میتوانند دریک دوره زمانی نسبتا کوتاه تکمیل و به کار گمارده شوند . اما بسیاری از شکستهای آغازین در زنجیره تامین ، معلول انتقال ضعیف انتظارات و توقعات و نتیجه رفتارهایی است که بین طرفین درگیر در زنجیره به وقوع میپیوندد . علاوه بر این ، مهمترین فاکتور برای مدیریت موفق زنجیره تامین ، ارتباط مطمئن میان شرکا در زنجیره است ، به گونهایکه شرکا اعتماد متقابل به قابلیتها و عملیات یکدیگر داشته باشند . کوتاه سخن این که درتوسعه هر زنجیره تامین یکپارچه ، توسعه اطمینان و اعتماد در میان شرکا و طرح قابلیت اطمینان برای آنها از عناصر بحرانی و مهم برای نیل به موفقیت است .