بانکداری مدرن یا نمای دیجیتال؟
بانکداری مدرن یا نمای دیجیتال؟ آیا بانکداری ایران واقعاً مدرن شده است یا صرفاً ظاهری دیجیتال به خود گرفته.
بانکداری مدرن یا نمای دیجیتال؟
تشریح بحران زیرساختی بانک ها با “موتور دهه ۹۰”
عمار حیدری نسبت به عواقب معماریهای قدیمی،Vendor Lock-in و کندی نوآوری هشدار میدهد؛ آینده بانکداری در خطر است؟
بانکداری مدرن یا نمای دیجیتال؟ آیا بانکداری ایران واقعاً مدرن شده است یا صرفاً ظاهری دیجیتال به خود گرفته. رئیس هیئتمدیره آراد رایانه لیان، در تحلیلی عمیق، معماریهای قدیمی دهه ۹۰ میلادی را عامل اصلی کندی نوآوری و ریسکهای ساختاری می داند. وی در این گفتگو لزوم بازطراحی ریشهای سیستمهای بانکی را به جای اتکا به “نمای دیجیتال” برجسته میسازد.
پایگاه خبری ارتباطات و فناوری اطلاعات – عمار حیدری، رئیس هیئتمدیره شرکت آراد رایانه لیان، در گفتگویی اختصاصی با تحریریه خبر ICT به تحلیل چالشهای عمیق زیرساختی صنعت بانکداری ایران پرداخت و نسبت به وضعیت فعلی هشدار داد. وی با اشاره به تصویری که از تحول دیجیتال در بانکها ارائه میشود، تأکید کرد که هسته اصلی سیستمهای بانکی همچنان بر پایههای قدیمی استوار است.
لایههای دیجیتال ، دقیقاً روی زیرساختی قدیمی !
حیدری با بیان اینکه «اپلیکیشنهای موبایل پیشرفته، افتتاح حساب غیرحضوری، گسترش APIها، و حتی راهاندازی نئوبانکها» همگی تصویر یک اکوسیستم مدرن را القا میکنند. او یک سوال اساسی را اینگونه مطرح کرد: «این لایههای دیجیتال جدید، دقیقاً روی چه زیرساختی اجرا میشوند؟».
حیدری در پاسخ به این پرسش، وضعیت را «تلخ و آشکار» توصیف کرد. ایشان معتقد است: «بخش عمدهای از قلب تپنده بانکداری ایران یعنی Core Banking Systemها، هنوز بر پایه معماریهایی استوار است که ریشه در دهه ۹۰ میلادی (و گاهی پیشتر) دارد. سیستمهایی با طراحی متمرکز، دیتابیسهای monolithic و سنگین، و معماری سیلومحور که برای دنیای تراکنشهای محدود، کانالهای فیزیکی و ریسکهای قابل پیشبینی طراحی شده بودند.»
رئیس هیئتمدیره آراد رایانه لیان، مشکل را فراتر از صرفاً معماری قدیمی دانست و توضیح داد: «تغییر هر Rule عملیاتی از نرخ سود و کارمزد گرفته تا مدلهای اعتبارسنجی و فرآیندهدهای احراز هویت، نیازمند توسعه سنگین، تستهای طولانی و ریسک بالا است. در چنین ساختاری، بانک عملاً توان پاسخ سریع به تغییرات بازار، مقررات جدید رگولاتوری یا رفتار واقعی مشتری را از دست داده است. این دیگر مسئله IT نیست؛ یک Business Risk ساختاری است که نوآوری را از ریشه فلج میکند.»
سیلوها؛ مانع اصلی تحول واقعی
حیدری «سیلوها» را دشمن اصلی تحول واقعی در صنعت بانکداری ایران خواند. در ادامه اظهار داشت: «داده همچنان در سیلوهای جداگانه حبس است: سیستم سپرده، تسهیلات، کارت، CRM و … هر کدام قلمرو مستقل خود را دارند.» وی نتیجه ملموس این وضعیت را موارد زیر برشمرد:
- تصمیمگیری اعتباری بر پایه تصویر ناقص و outdated از مشتری.
- ناتوانی واقعی در تحلیل Real-time و شخصیسازی خدمات.
- وابستگی مداوم به پردازشهای batch شبانه.
- عدم امکان ساخت سرویسهای هوشمند و composable.
او با اشاره به روند جهانی، گفت: «در حالی که بانکهای پیشرو جهانی به سمت Data Fabric، معماری Event-driven و Open Banking واقعی حرکت کردهاند، در ایران Open Banking اغلب به مجموعهای از APIهای سطحی تقلیل یافته است چون هسته اصلی اجازه جریان آزاد، امن و real-time داده را نمیدهد.»
میکروسرویس؛ پوسته مدرن یا Distributed Monolith؟
حیدری همچنین به چالش مهاجرت به میکروسرویسها اشاره کرد و گفت: «بسیاری از بانکها و تأمینکنندگان حالا از «مهاجرت به میکروسرویس» سخن میگویند. اما واقعیت خطرناک این است که در اکثر موارد، آنچه به نام میکروسرویس معرفی میشود، در واقع distributed monolith است: سیستمی که فقط پیچیدگی توزیعشده را اضافه کرده، بدون اینکه استقلال واقعی سرویسها، مالکیت داده یا event-driven بودن را محقق کند.»
وی ادامه داد: «در نتیجه پیچیدگی دوچندان، هزینه نگهداری بالاتر، و حل نشدن مسئله ریشهای را خواهیم داشت. در مقابل، مدلهای موفق جهانی مانند Coreless Banking، Banking-as-a-Platform و معماریهای Composable و Event-driven نه لایهسازی، بلکه بازطراحی اساسی را هدف قرار دادهاند.»
هزینه پنهان؛ وصلهکاری دائمی و Time-to-Market کشنده
رئیس هیئتمدیره آراد رایانه لیان، این معماریهای قدیمی (legacy) را نه تنها یک مشکل فنی، بلکه یک «بحران اقتصادی و عملیاتی عمیق» توصیف کرد. او با مقایسه وضعیت فعلی با استانداردهای جهانی، گفت: «در برخی بانکها، زمان ارائه یک سرویس جدید هنوز به چند ماه تا حتی بیش از یک سال میرسد، در حالی که در مدلهای مدرن جهانی، این زمان به هفتهها یا حتی روزها کاهش یافته است.»
او افزود: «هزینه توسعه هر سرویس جدید به شکل تصاعدی افزایش مییابد، ریسک عملیاتی و downtime بالا میرود، و بانکها وارد چرخه بیپایان «وصلهکاری» میشوند. نوآوری در چنین محیطی کند نمیشود به خاطر کمبود ایده یا talent، بلکه به خاطر محدودیتهای سختافزاری و نرمافزاری ریشهای.»
تأمینکنندگان Core Banking؛ عامل اصلی Lock-in سیستمیک
حیدری صراحتاً تأمینکنندگان Core Banking را عامل اصلی وضعیت فعلی دانست و اظهار داشت: «اکوسیستم تأمینکنندگان ایرانی Core Banking بهویژه بازیگران بزرگ و مسلط بازار، سالهاست که بر مدل توسعه تدریجی (incremental) روی هستههای قدیمی بنا شدهاند.»
وی تأکید کرد: «آنها با ادعای «سه نسل ارتقا» و تمرکز روی «مقیاسپذیری»، در عمل وابستگی شدید مشتریان را حفظ کردهاند. اگر پس از بیش از یک دهه سرمایهگذاری سنگین، هنوز Core Banking نتواند بهصورت واقعی real-time، event-driven و composable عمل کند، مسئله دیگر «پیچیدگی پروژه» یا «چالش مهاجرت» نیست؛ مسئله محدودیت ذاتی معماری است.»
او این وضعیت را «Vendor Lock-in ساختاری» خواند و توضیح داد: «این شامل قراردادهای بلندمدت، مقاومت در برابر بازطراحی ریشهای، و ارائه راهحلهایی است که بیشتر «بهبود» روی همان پایه قدیمی هستند تا تحول واقعی. حتی نئوبانکهای اعلامشده در بسیاری موارد، چیزی بیش از «شعب دیجیتال» روی همان Coreهای سنتی نیستند.» حیدری همچنین به حملات سایبری اخیر اشاره کرد و گفت: «حملات سایبری اخیر که از نقاط ضعف تأمینکنندگان نرمافزاری رخ داده، فقط نوک کوه یخ این آسیبپذیری ساختاری را نشان میدهد.»
ابزارهای قرن ۲۱ روی زیرساخت قرن گذشته

در پایان، حیدری نتیجهگیری کرد: «مسئله امروز بانکداری ایران، کمبود اپلیکیشن یا حتی کمبود نوآوری نیست. مسئله این است که ما تلاش میکنیم با ابزارهای قرن ۲۱، روی زیرساختی تصمیم بگیریم که برای قرن گذشته طراحی شده است.»
او هشدار داد: «بانکداری ایران امروز در یک نقطه سرنوشتساز ایستاده است. ادامه مسیر فعلی یعنی افزودن لایههای دیجیتال بیشتر روی موتورهای فرسوده دهه ۹۰ با هزینههای رو به افزایش، ریسکهای فزاینده و از دست دادن رقابتپذیری.»
وی «تصمیم سخت اما اجتنابناپذیر» را سرمایهگذاری واقعی در بازطراحی ریشهای Coreها به سمت معماریهای مدرن، modular و cloud-native دانست و افزود: «این تغییر گران و پیچیده است، اما هزینه ادامه ندادن آن یعنی از دست دادن نوآوری، افزایش ریسک عملیاتی، و تبدیل تدریجی بانک به یک گلوگاه در اقتصاد دیجیتال، به مراتب سنگینتر خواهد بود.»
حیدری با تأکید بر لزوم تحول اساسی، جمله خود را اینگونه به پایان برد: «صنعت بانکداری ایران شایسته زیرساختی است که قلب تپندهاش با سرعت دنیای امروز بتپد، نه با لنگ زدن موتورهای قدیمی. زمان آن رسیده که به جای وصلهکاری، جراحی اساسی انجام دهیم.»
