حکمرانی فناوری اطلاعات در دولت؛ چرا دولت به سامانه بیشتر نیاز ندارد؟
حکمرانی فناوری اطلاعات
حکمرانی فناوری اطلاعات در دولت؛ مسئلهای فراتر از سامانهسازی
دولت سالهاست در مسیر توسعه فناوری اطلاعات سرمایهگذاری میکند. سامانههای متعدد، درگاههای خدمات، پایگاههای داده و پروژههای دولت الکترونیک، بخشی از این مسیر هستند. با این حال، یک پرسش اساسی همچنان باقی است: چرا افزایش تعداد سامانهها لزوماً به معنای شکلگیری یک دولت دیجیتال کارآمد نیست؟
پاسخ را باید تا حد زیادی در مفهوم حکمرانی فناوری اطلاعات در دولت جستوجو کرد.
به گزارش خبر ICT مسئله امروز دولت الزاماً کمبود فناوری نیست. مسئله مهمتر، نحوه تصمیمگیری درباره فناوری، اولویتبندی پروژهها، مدیریت داده، هماهنگی دستگاهها و سنجش نتیجه سرمایهگذاریهای فناوری است. اگر این بخشها درست مدیریت نشوند، حتی پیشرفتهترین سامانهها نیز نمیتوانند مشکلات ریشهای دولت را حل کنند.
نویسنده : مهدی گمرکی
از سامانهسازی تا حکمرانی فناوری اطلاعات در دولت
در سالهای گذشته، یکی از الگوهای تکرارشونده در نظام اداری این بوده است که برای حل یک مشکل، ابتدا به سراغ راهکار نرمافزاری برویم.
یک سامانه طراحی میشود. قراردادی منعقد میشود. نرمافزار توسعه پیدا میکند و در نهایت سامانه به بهرهبرداری میرسد.
اما گاهی یک سؤال مهم در ابتدای این زنجیره فراموش میشود:
آیا اساساً مسئلهای که قرار است با سامانه حل شود، یک مسئله نرمافزاری است؟
اگر فرآیند اداری پیچیده، ناکارآمد یا چندلایه باشد، دیجیتالیکردن آن الزاماً فرآیند را بهتر نمیکند. در چنین شرایطی، فناوری فقط همان پیچیدگی را با سرعت بیشتری اجرا میکند.
این همان نقطهای است که «سندروم سامانهها» شکل میگیرد؛ یعنی به جای اصلاح مسئله، برای آن سامانه میسازیم.
حکمرانی فناوری اطلاعات در دولت باید دقیقاً در همین نقطه وارد شود. پیش از آنکه درباره فناوری تصمیم بگیریم، باید درباره مسئله، فرآیند، داده، مسئولیت و نتیجه مورد انتظار تصمیم گرفته باشیم.
حکمرانی فناوری اطلاعات چیست؟
حکمرانی فناوری اطلاعات را میتوان مجموعهای از سازوکارها برای هدایت، تصمیمگیری، نظارت و پاسخگویی درباره استفاده از فناوری اطلاعات دانست.
در این نگاه، فناوری دیگر موضوعی صرفاً متعلق به واحد فناوری اطلاعات نیست.
مدیران ارشد باید بدانند فناوری قرار است چه مسئلهای را حل کند، چه ارزشی ایجاد کند و چه ریسکی به همراه داشته باشد. همچنین باید مشخص باشد چه کسی درباره سرمایهگذاریهای فناوری تصمیم میگیرد و چه کسی در برابر نتایج آن پاسخگوست.
استاندارد ISO/IEC 38500:2024 نیز حکمرانی فناوری اطلاعات را بخشی از حکمرانی سازمان میداند و دامنه آن را برای سازمانهای مختلف، از جمله نهادهای دولتی، قابل استفاده معرفی میکند.
بنابراین، حکمرانی فناوری اطلاعات در دولت را نباید با مدیریت واحد فناوری اطلاعات یکسان دانست.
مدیریت فناوری بیشتر به اجرای فناوری میپردازد. حکمرانی فناوری درباره این است که چه چیزی، چرا، با چه اولویتی و تحت چه سازوکاری باید انجام شود.
چرا دولت بیش از بسیاری از سازمانها به حکمرانی فناوری نیاز دارد؟
فناوری در دولت فقط یک ابزار برای افزایش بهرهوری نیست.
یک تصمیم فناوری میتواند بر میلیونها شهروند، حجم بزرگی از دادههای عمومی، بودجه دولت و کیفیت خدمات اثر بگذارد.
از سوی دیگر، بسیاری از خدمات دولتی میان چند دستگاه توزیع شدهاند. همین موضوع باعث میشود نبود هماهنگی در معماری، داده و فرآیند، مستقیماً به شهروند منتقل شود.
شهروند نباید بداند کدام دستگاه مالک یک سامانه است یا کدام سازمان مسئول یک پایگاه داده است.
او فقط باید بتواند خدمت مورد نیاز خود را ساده، سریع و قابل اعتماد دریافت کند.
اینجاست که حکمرانی فناوری اطلاعات در دولت از یک موضوع فنی فراتر میرود و به موضوعی مدیریتی و حتی سیاستگذاری تبدیل میشود.
مشکل فقط تعداد سامانهها نیست
یکی از نشانههای ضعف حکمرانی فناوری، رشد سامانههای جزیرهای است.
هر دستگاه ممکن است با هدف حل یک مشکل مشخص، سامانهای مستقل ایجاد کند. اما در سطح کلان، مجموعهای از سامانهها شکل میگیرد که الزاماً با یکدیگر ارتباط مؤثر ندارند.
نتیجه چیست؟
داده در چند نقطه تولید و ذخیره میشود. شهروند مجبور به ورود اطلاعات تکراری میشود. دستگاهها برای دریافت اطلاعات یکدیگر مکاتبه میکنند و فرآیندهایی که قرار بود دیجیتال شوند، همچنان پیچیده باقی میمانند.
در چنین شرایطی، مشکل کمبود نرمافزار نیست.
مشکل، نبود نگاه حکمرانی به فناوری است.
داده بدون حکمرانی، سرمایه نیست
داده یکی از مهمترین داراییهای دولت است. اما صرفاً جمعآوری داده به معنای استفاده درست از آن نیست.
باید مشخص باشد چه دادهای تولید میشود، مالکیت و مسئولیت آن با چه نهادی است، کیفیت آن چگونه سنجیده میشود و چه دستگاههایی باید بتوانند به آن دسترسی داشته باشند.
اگر هر دستگاه داده را دارایی اختصاصی خود بداند، دولت دیجیتال به مجموعهای از جزایر داده تبدیل خواهد شد.
حکمرانی فناوری اطلاعات در دولت باید بتواند میان مالکیت، دسترسی، امنیت، حریم خصوصی و اشتراکگذاری داده تعادل ایجاد کند.
در نهایت، هدف باید یک چیز باشد: ارائه خدمت بهتر به شهروند.
فرآیند معیوب را نباید دیجیتال کرد
یکی از مهمترین درسهای حکمرانی فناوری این است که فناوری نباید جایگزین اصلاح فرآیند شود.
اگر فرآیندی ده مرحله غیرضروری دارد، تبدیل همان ده مرحله به یک سامانه آنلاین، تحول دیجیتال محسوب نمیشود.
تحول زمانی اتفاق میافتد که ابتدا فرآیند بررسی و بازطراحی شود. سپس دادهها و نقش دستگاهها مشخص شوند و در نهایت فناوری مناسب برای اجرای فرآیند جدید انتخاب شود.
به همین دلیل، مسیر درست باید چنین باشد:
مسئله >>> فرآیند >>> داده >>> معماری >>> فناوری >>> خدمت >>> سنجش نتیجه
نه اینکه مسیر از ابتدا با خرید نرمافزار آغاز شود.
چند مدل مهم برای حکمرانی فناوری اطلاعات
حکمرانی فناوری اطلاعات یک مفهوم جدید یا بدون چارچوب نیست. در جهان، استانداردها و چارچوبهای مختلفی برای آن توسعه یافتهاند.
COBIT؛ تمرکز بر حکمرانی و کنترل
COBIT یکی از شناختهشدهترین چارچوبها در حوزه حکمرانی و مدیریت فناوری اطلاعات است.
تمرکز این چارچوب بر موضوعاتی مانند همسویی فناوری با اهداف سازمان، مدیریت ریسک، کنترل، عملکرد و پاسخگویی است.
برای دولت، اهمیت COBIT در این است که فناوری را از یک پروژه فنی به موضوعی مرتبط با اهداف و عملکرد سازمان تبدیل میکند.
ISO/IEC 38500؛ حکمرانی در سطح مدیریت ارشد
استاندارد ISO/IEC 38500 مستقیماً به حکمرانی فناوری اطلاعات میپردازد.
نسخه ۲۰۲۴ این استاندارد، حکمرانی فناوری را در پیوند با حکمرانی سازمانی قرار میدهد و بر موضوعاتی مانند جهتدهی، قابلیتها، سیاستگذاری، تفویض اختیار، عملکرد و پاسخگویی تأکید دارد.
این نگاه برای دولت اهمیت زیادی دارد.
زیرا تصمیم درباره فناوری نباید فقط در سطح کارشناسی IT گرفته شود. تصمیمهای کلیدی فناوری باید با اهداف کلان سازمان و سیاستهای عمومی هماهنگ باشند.
ITIL؛ حکمرانی کیفیت خدمات دیجیتال
ITIL بیشتر بر مدیریت خدمات فناوری اطلاعات تمرکز دارد.
این چارچوب میتواند به دولت کمک کند تا خدمات دیجیتال را فقط بهعنوان «سامانه» نبیند.
خدمت باید کیفیت مشخص داشته باشد. باید قابل اندازهگیری باشد. باید برای اختلال آن سازوکار مشخصی وجود داشته باشد و تجربه کاربر نیز در ارزیابی آن لحاظ شود.
معماری سازمانی؛ مقابله با جزیرهایشدن
چارچوبهای معماری سازمانی مانند TOGAF نیز میتوانند در طراحی تصویر کلان فناوری، فرآیند، داده و سیستمهای سازمانی نقش داشته باشند.
اهمیت معماری سازمانی برای دولت در یک نکته خلاصه میشود:
هر دستگاه نباید فناوری را فقط از زاویه خودش ببیند.
اگر معماری کلان وجود نداشته باشد، ممکن است هر دستگاه سامانهای منطقی برای خود بسازد؛ اما مجموعه این سامانهها در کنار یکدیگر، یک دولت دیجیتال منطقی ایجاد نکنند.
دولت به مدل جدید نیاز دارد یا نگاه جدید؟
اینجا شاید مهمترین سؤال مطرح شود.
آیا مشکل دولت نبود چارچوب است؟
پاسخ احتمالاً منفی است.
چارچوبها و استانداردهای مختلفی وجود دارند. مسئله مهمتر، نحوه استفاده از آنهاست.
اگر همچنان موفقیت یک پروژه فناوری با «تحویل سامانه» سنجیده شود، استفاده از هر چارچوبی نتیجه محدودی خواهد داشت.
موفقیت باید با نتیجه سنجیده شود.
- آیا زمان ارائه خدمت کاهش یافته است؟
- آیا هزینه شهروند کمتر شده است؟
- آیا فرآیند سادهتر شده است؟
- آیا کیفیت داده افزایش یافته است؟
- آیا چند سامانه غیرضروری حذف شدهاند؟
- آیا رضایت کاربران بیشتر شده است؟
اینها معیارهای واقعی موفقیت تحول دیجیتال هستند.
حکمرانی فناوری اطلاعات در دولت؛ از پروژهمحوری تا نتیجهمحوری
دولت برای حرکت به سمت حکمرانی مؤثر فناوری اطلاعات، پیش از هر چیز باید نگاه پروژهمحور را اصلاح کند.
هر پروژه فناوری باید با تعریف دقیق مسئله آغاز شود.
فرآیندهای موجود باید پیش از دیجیتالیشدن بررسی و در صورت نیاز بازطراحی شوند.
معماری کلان دولت باید بر پروژههای جزیرهای اولویت داشته باشد.
داده باید بهعنوان یک دارایی راهبردی دیده شود.
مسئولیتها باید روشن باشند و مدیران در برابر نتایج سرمایهگذاریهای فناوری پاسخگو باشند.
مهمتر از همه، شهروند باید معیار نهایی تصمیمگیری باشد.
شهروند نباید پیچیدگی ساختار دولت را تحمل کند.
اگر برای دریافت یک خدمت، شهروند مجبور است میان چند سامانه، چند دستگاه و چند فرآیند رفتوآمد کند، هنوز با یک خدمت دیجیتال واقعی فاصله داریم.
سخن پایانی؛ دولت دیجیتال با سامانه بیشتر ساخته نمیشود
دولت دیجیتال با تعداد سامانهها، اپلیکیشنها و درگاهها ساخته نمیشود.
دولت دیجیتال زمانی شکل میگیرد که فناوری در خدمت سیاستگذاری، فرآیند، داده و ارائه خدمت قرار گیرد.
حکمرانی فناوری اطلاعات در دولت دقیقاً برای ایجاد همین پیوند ضروری است.
مسئله امروز دولت شاید این نباشد که فناوری کافی ندارد. مسئله این است که هنوز باید درباره چگونگی تصمیمگیری، هدایت و نظارت بر فناوری به اندازه خود فناوری جدی فکر کنیم.
تا زمانی که این نگاه تغییر نکند، ممکن است سامانههای بیشتری ساخته شود؛ اما الزاماً دولت دیجیتال بهتری نخواهیم داشت.
شاید زمان آن رسیده باشد که از سؤال «چه سامانهای بسازیم؟» عبور کنیم و سؤال مهمتری بپرسیم:
«چه مسئلهای را باید حل کنیم و فناوری چگونه میتواند بهترین ابزار برای حل آن باشد؟»
این نقطه، آغاز حکمرانی واقعی فناوری اطلاعات در دولت است.
نویسنده : مهدی گمرکی
