مهاجرت نخبگان فناوری؛ بهای دولتی که بازار نوآوری نمیسازد
مهاجرت-نخبگان-فناوری
مهاجرت نخبگان فناوری؛ بهای دولتی که بازار نوآوری نمیسازد
سالهاست که درباره مهاجرت نخبگان فناوری مینویسیم. معمولاً هم پاسخها یکسان است؛ اختلاف درآمد، کیفیت زندگی، تحریمها یا جذابیت بازارهای جهانی.
همه این عوامل واقعی هستند، اما یک پرسش مهم همچنان بیپاسخ مانده است.
آیا اقتصاد ایران، به اندازه کافی برای نوآوری تقاضا ایجاد کرده است؟
شاید زمان آن رسیده باشد که صورت مسئله را تغییر دهیم. شاید مهاجرت نخبگان فناوری، علت عقبماندگی اقتصاد دیجیتال نباشد؛ بلکه نتیجه آن باشد.
اقتصادهای موفق، متخصصان خود را با شعار نگه نمیدارند. آنها برای بهترین نیروهایشان، پروژههای بزرگ و مأموریتهای ملی تعریف میکنند. جایی که ساختن آینده، به اندازه مهاجرت جذاب باشد.
تحقیق و تدوین مهدی گمرکی
مهاجرت نخبگان فناوری؛ وقتی مسئله فقط حقوق نیست
تحلیل رایج، مهاجرت نخبگان فناوری را به اختلاف درآمد تقلیل میدهد. این نگاه، بخشی از واقعیت را توضیح میدهد، اما تصویر کاملی ارائه نمیکند. یک متخصص هوش مصنوعی یا امنیت سایبری، تنها به دنبال حقوق بیشتر نیست. او میخواهد روی پروژهای کار کند که ارزش علمی، اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.
متخصص فناوری، بیش از هر چیز، به فرصت خلق ارزش نیاز دارد. اگر این فرصت در داخل کشور فراهم نشود، مهاجرت به یک انتخاب حرفهای تبدیل میشود. تصمیمی که بیش از آنکه اقتصادی باشد، آیندهنگرانه است. به همین دلیل، مهاجرت را باید نشانهای از ضعف اکوسیستم نوآوری دانست، نه صرفاً نتیجه تصمیمهای فردی.
اقتصاد دیجیتال با عرضه متخصص رشد نمیکند
ایران از کمبود استعداد رنج نمیبرد. دانشگاهها هر سال هزاران فارغالتحصیل در حوزه فناوری اطلاعات، نرمافزار، علوم داده، امنیت سایبری و هوش مصنوعی تربیت میکنند. شرکتهای دانشبنیان نیز نیروهای توانمند بسیاری در اختیار دارند. اما یک سؤال اساسی کمتر مطرح میشود.
این همه متخصص، قرار است کدام مسئله ملی را حل کنند؟
هیچ بازاری فقط با افزایش عرضه رشد نمیکند. اقتصاد دیجیتال نیز از این قاعده مستثنا نیست. تا زمانی که تقاضای مؤثر برای نوآوری شکل نگیرد، عرضه نیروی انسانی، به تنهایی مزیت رقابتی ایجاد نخواهد کرد.
دولت؛ از خریدار فناوری تا خالق بازار نوآوری
در ادبیات نوین اقتصاد نوآوری، دولت فقط قانونگذار یا خریدار نیست. دولت، خالق بازار است. کشورهای پیشرو، مسائل ملی را به پروژههای فناورانه تبدیل میکنند. آنها برای حوزههایی مانند هوش مصنوعی، سلامت دیجیتال، امنیت سایبری، انرژی، حملونقل و آموزش، مأموریتهای مشخص تعریف میکنند.
در این الگو، دولت برنده را انتخاب نمیکند. دولت مسئله را تعریف میکند و رقابت برای حل آن را به شرکتها، دانشگاهها و استارتاپها میسپارد. نتیجه این رویکرد، شکلگیری بازارهای جدید، جذب سرمایه و رشد شرکتهای نوآور است. این همان نقشی است که بسیاری از اقتصاددانان نوآوری از آن با عنوان خلق بازار یاد میکنند.
چرا دولت هنوز بازار نوآوری نمیسازد؟
در ایران، دولت بزرگترین مالک داده، زیرساخت و خدمات عمومی است. همچنین بزرگترین خریدار فناوری محسوب میشود. با این حال، هنوز فناوری را بیشتر میخرد تا برای آن بازار ایجاد کند. بخش بزرگی از تقاضای دولت، به خرید تجهیزات، نرمافزار یا اجرای مناقصههای سنتی محدود میشود. کمتر شاهد آن هستیم که یک دستگاه اجرایی، مسئلهای ملی را تعریف کند و از اکوسیستم فناوری بخواهد برای آن راهحل ارائه دهد. تفاوت این دو نگاه، بسیار عمیق است. خرید فناوری، یک قرارداد ایجاد میکند. اما خلق بازار نوآوری، یک اکوسیستم میسازد.
وقتی بازار نوآوری شکل نگیرد
وقتی دولت برای نوآوری تقاضای مؤثر ایجاد نمیکند، زنجیرهای از پیامدها آغاز میشود. شرکتهای دانشبنیان کوچک باقی میمانند. استارتاپها فرصت رشد پیدا نمیکنند. پژوهشهای دانشگاهی به محصول تبدیل نمیشوند. سرمایهگذاران، ریسک سرمایهگذاری را بالا ارزیابی میکنند. در نهایت، متخصصان احساس میکنند بزرگترین فرصتهای حرفهای آنها، خارج از کشور تعریف شده است. در چنین شرایطی، مهاجرت نخبگان فناوری دیگر یک اتفاق غیرمنتظره نیست. این روند، نتیجه طبیعی بازاری است که هنوز برای نوآوری شکل نگرفته است.
چگونه میتوان این چرخه را متوقف کرد؟
کاهش مهاجرت نخبگان فناوری، با توصیه یا محدودیت محقق نمیشود. پاسخ، در تغییر نقش دولت نهفته است. دولت باید از بزرگترین خریدار فناوری، به نخستین مشتری نوآوری تبدیل شود. این تحول، نیازمند چند اقدام مشخص است. تعریف مأموریتهای ملی در حوزه هوش مصنوعی، سلامت دیجیتال، انرژی، کشاورزی هوشمند و امنیت سایبری. اصلاح نظام خریدهای دولتی با محوریت نوآوری. ایجاد محیطهای آزمون مقرراتی برای فناوریهای نو. واگذاری پروژههای ملی به کنسرسیومهای بخش خصوصی و دانشگاهی. حمایت از خرید راهکارهای فناورانه، نه صرفاً محصولات آماده. این سیاستها، هم بازار نوآوری ایجاد میکنند و هم انگیزه ماندن را افزایش میدهند.
جمعبندی؛ آینده را با مأموریت میسازند
سالهاست از متخصصان فناوری خواستهایم بمانند. اما کمتر از خود پرسیدهایم برای ماندن آنها چه ساختهایم. کشورها با توصیه به ماندن توسعه پیدا نمیکنند. آنها با تعریف مأموریتهای بزرگ، بازارهای جدید و پروژههای ملی، آینده را میسازند. اگر دولت، مسائل واقعی کشور را به فرصتهای نوآوری تبدیل کند، شرکتها رشد خواهند کرد، سرمایه جذب خواهد شد و متخصصان نیز چشمانداز روشنتری برای آینده خواهند دید. در غیر این صورت، مهاجرت نخبگان فناوری ادامه خواهد داشت. نه به این دلیل که ایران متخصص کم دارد. بلکه به این دلیل که هنوز برای نوآوری، بازار کافی نساخته است.
مهاجرت نخبگان فناوری، بهای کشوری نیست که سرمایه انسانی ندارد؛ بهای کشوری است که هنوز برای سرمایه انسانی خود، مأموریتی در اندازه آینده تعریف نکرده است.
تحقیق و تدوین مهدی گمرکی
