خروج از توهم انتخاب و حباب اطلاعاتی در عصر هوش مصنوعی
خروج از توهم انتخاب
روایت نسل Z از چنگال الگوریتمها
خروج از توهم انتخاب و حباب اطلاعاتی در عصر هوش مصنوعی
چطور از این زندان طلایی انتخاب فرار کردیم؟
خروج از توهم انتخاب و حباب اطلاعاتی در عصر هوش مصنوعی یکی از مهارت های مهم در روزگار دیجیتالی شده ماست. هر روز صبح، با اولین نگاه به گوشی، وارد دنیایی میشویم که گویی از پیش برایمان طراحی شده است. به گزارش خبرنگار خبر ICT اپلیکیشنهای خرید، پیشنهادات موسیقی، و فیدهای خبری؛ همه و همه، انگار دقیقا میدانند چه میخواهیم، چه میشنویم و چه میبینیم. ما، نسل Z، اولین کسانی هستیم که این «پیشنهادهای هوشمندانه» را زندگی میکنیم. اما رفتهرفته، حسی غریب در دلمان جوانه می زد. حسی که می گوید: «این انتخاب، دیگر مال من نیست!» این داستان ماست، داستان کسانی که فهمیدند چگونه از «توهم انتخاب» رها شوند.
اتفاقی یک لباس عجیب دیدم، و زندگیم عوض شد!
«آریا»، دانشجوی ۲۱ ساله، با لبخندی شیطنتآمیز تعریف میکند: «یادم هست، ماهها بود که هر بار وارد اپلیکیشن خرید میشدم، فقط پیراهنهای چهارخانهی کرم و قهوهای میدیدم. انگار در یک اتاق دربسته، فقط همانها را به من نشان میدادند. یک روز، حوصلهام سر رفته بود، با خودم گفتم: ‘حالا ببینیم چه میشود؟’ و برای اولین بار، رفتم سراغ گزینهی ‘جدیدترینها’ و ‘غیرمعمولترینها’. ناگهان، چشمم افتاد به یک پیراهن جذاب! اولش خندهام گرفت، گفتم ‘این دیگر چیست؟!’ اما از سر کنجکاوی، کلیک کردم. دیدم اتفاقاً چقدر قشنگ و متفاوت است. آن روز فهمیدم، آن پیراهنهای تکراری، فقط راه آسانی بودند که موبایلم به من نشان میداد. حالا سعی میکنم هر چند وقت یکبار، آگاهانه ‘از مسیر اصلی منحرف شوم’!»
آریا به روشی تجربی به یکی از کلیدهای رهایی از «حباب انتخاب» رسیده بود: جستجوی آگاهانه. وقتی سیستمها ما را در یک «مسیر امن» قرار میدهند، باید شجاعت خروج از آن مسیر و کاوش در ناشناختهها را داشته باشیم.
وقتی پلیلیستم ‘خودش’ عوض شد!
«سارا»، ۲۳ ساله، که آرزوی کشف ژانرهای جدید موسیقی را در سر دارد، با شور و هیجان کشف چیزی جدید، میگوید: «من عاشق کشف موسیقیهای جدید بودم، اما بعد از مدتی، دیدم پلتفرم مورد علاقهام، مدام همان ژانرهای آشنا را به من پیشنهاد میدهد. حس میکردم در یک دایره بسته گیر افتادهام. یک شب، به جای اینکه به پلیلیست پیشنهادی گوش دهم، رفتم در تنظیمات اپلیکیشن و گزینهی ‘تاریخچهیِ پخش’ را پاک کردم. شاید مسخره باشد، اما روز بعد، انگار دنیا عوض شده بود! پلتفرم، سردرگم شده بود و شروع کرد به پیشنهاد موسیقیهای بسیار متنوعتری، حتی ژانرهایی که قبلاً هرگز نشنیده بودم!»
سارا، بدون اینکه کسی به او بگوید، راه «بازنشانی الگوریتم» را پیدا کرده بود. گاهی لازم است با «پاک کردن ردپاها» یا «تغییر تنظیمات حریم خصوصی»، به سیستمها نشان دهیم که ما فقط یک «کاربر قابل پیشبینی» نیستیم. این کار به الگوریتمها فرصت میدهد تا ما را دوباره بشناسند، نه بر اساس گذشته، بلکه بر اساس علاقه واقعی لحظهای.
این خبر، واقعا ‘خبری’ بود که من میخواستم ببینم؟
«علی»، پیگیر اخبار، که حس میکرد در یک «حباب اطلاعاتی» گیر افتاده، میگوید: «یک روز داشتم با یکی از دوستانم که دیدگاه سیاسی متفاوتی داشت، صحبت میکردم. او داشت از خبری حرف میزد که من هرگز در فید خودم ندیده بودم! شروع کردم به جستجو و فهمیدم که اپلیکیشنهای خبری، آنقدر حرفهای، اخبار را بر اساس باورهای قبلی من فیلتر کرده بودند که من اصلاً از وجود دیدگاههای دیگر خبر نداشتم. از آن روز به بعد، تصمیم گرفتم عمداً به سراغ چند رسانهی خبری دیگر هم بروم. اولش سخت بود، چون ذهن آدم مقاومت میکند، اما بعد دیدم چقدر دنیا بزرگتر و پیچیدهتر از چیزی است که تصور میکردم.
علی با «مواجهه فعالانه با دیدگاههای مخالف»، فهمید که «حباب فیلتر» چگونه ذهن او را محدود کرده بود. برای درک واقعی، باید آگاهانه گوش خود را به صداهای متفاوت بسپاریم، حتی اگر اولش کمی ناخوشایند باشد.
خروج از توهم انتخاب
اینها داستانهای ما بودند؛ داستان جوانانی که فهمیدند «انتخاب» واقعی، نیازمند تلاش و آگاهی است. ما در دنیایی زندگی میکنیم که هوش مصنوعی، با ظرافت تمام، مرزهای انتخاب ما را تنگتر میکند. اما کشف این نکته که «میتوانیم» و «باید» از این محدودیتها فراتر رویم، اولین قدم رهایی است. این یعنی، ما قربانی الگوریتمها نیستیم؛ ما میتوانیم با «کنجکاوی آگاهانه»، «تنظیمات هوشمندانه» و «گشودگی به دیدگاههای متفاوت»، دوباره «انتخابگر زندگی خودمان» باشیم. شاید اولین انتخاب ما، همین باشد: انتخاب آگاهانه خروج از «زندان طلایی انتخاب».
گزارشگر مرجان بزرگیان
مشاوره کسب و کار یاراکسب
